کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۱۶ - مفتاح فتوح از در میخانه طلب کن ...

1

مفتاح فتوح از در میخانه طلب کن

کام دوجهان از لب جانانه طلب کن

2

آن یار که در صومعه جستی و ندیدی

باشد که توان یافت به میخانه طلب کن

3

در کوی خرابات گرم کشته بیابی

رو خون من از ساغر و پیمانه طلب کن

4

مقصود درین ره به تصور نتوان یافت

برخیز و قدم در نه و مردانه طلب کن

5

عاشق چو مجرد شد و دل کرد به دریا

گو در دل دریا رو و دردانه طلب کن

6

عشاق طریق ورع و زهد ندانند

زهد و ورع از مردم فرزانه طلب کن

7

ترک غم و شادی جهان غایت عقل است

سر رشته این کار ز دیوانه طلب کن

8

ای دل تو اگر سوخته منصب قربی

پروانه این شغل ز پروانه طلب کن

9

سر سخن عشق تو در سینه سلمان

گنجی است نهان گشته ز ویرانه طلب کن

متن شعر کپی شد.