کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۱۹ - جان قتیل توست، بردارش مکن ...

1

جان قتیل توست، بردارش مکن

چون عزیزش کرده ای، خوارش مکن

2

چشم مستت را ز خواب خوش ممال

فتنه بر خوابست، بیدارش مکن

3

زلف را یکبارگی بر بند دست

در ستم با خویشتن یارش مکن

4

صوفیا صافی کن از غش قلب را

یادگر سودای بازارش مکن

5

عاشق خود را چرا رسوا کنی؟

کشته شد بیچاره، بردارش مکن

6

لاشه سلمان ضعیف افتاده است

بیش ازین بر دوش غمبارش مکن

متن شعر کپی شد.