کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۲۶ - گر مطربی رودی زند، بی می ندارد آبرو ...

1

گر مطربی رودی زند، بی می ندارد آبرو

ور بلبلی عیشی کند، بی گل ندارد رنگ و بو

2

آهنگ تیز چنگ و نی، بی می ندارد شورشی

شیرین حدیثی می کند، مطرب شراب تلخ کو؟

3

با رود خشک و رود زن، تا چند سازم ساقیا

آبی ندارد رود او، آبیش باز آور برو

4

چون دور دور من بود، پیمانه ای برده به من

من چون صراحی نیستم، کارم بجا می سر فرو

5

خوردن به کاس و کوزه می، باشد طریق زاهدان

رندان درد آشام را پیمانه باید یا سبو؟

6

من با می و معشوقه از دور ازل خو کرده ام

امری محال است این که من وین باز خواهم کرد خو

7

در راه او باید شدن گاهی به سر گاهی به پا

سلمان نخواهد شد به سر الا چنین در راه او

متن شعر کپی شد.