کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۲۷ - هندوی زلف سرکشت با تو نشسته روبرو ...

1

هندوی زلف سرکشت با تو نشسته روبرو

حال مشوش مرا با تو گشود مو به مو

2

از همه سوی می دهد، بوی حبیب لاجرم

می روم از هوای تو، همچو نسیم سو به سو

3

کرد ز سر حال من، مردم شهر را خبر

ناله من که می رود، خانه به خانه کو به کو

4

بر لب جوی نیست چون، قامت او صنوبری

باورت ار نمی شود، خیز به جوی جو به جو

5

بس که به بوی وصل خود، هر نفسی دمی زنم

خون جگر نگر مرا، بسته چو نافه تو به تو

6

روی گل و بنفشه را باز چه می کنی به پا

سنبل چین زلف آن، آهوی مشک بو به بو

7

من نه چو شانه کرده ام در سر طره تو سر

از چه سبب نشسته است، آینه با تو رو بره رو؟

متن شعر کپی شد.