کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۳۱ - ای سر سودای من رفته در سودای تو ...

1

ای سر سودای من رفته در سودای تو

باد سر تا پای من برخی ز سر تا پای تو

2

گر سر من رفت در سودای عشقت گو: برو

بر سرم پاینده بادا سایه بالای تو

3

جای سروت در میان جویبار چشم ماست

گرچه ماییم از میان جان و دل جویای تو

4

گر نبینم مردم چشم جهان بین را رواست

خود کسی را کی توانم دید من بر جای تو

5

سرو لافی می زند یعنی که بالای توام

سرو بی برگی است باری تا تو بود بالای تو

6

چشم ترکت ترکتاز و حاجبش پیشانی است

چون در آید کس به چشم تنگ ترک آسای تو

7

رای من جز بندگی سرو آزاد تو نیست

بس بلند افتاد سلمان راستی رارای تو

متن شعر کپی شد.