کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۳۸ - صوفی ز سر توبه شد با سر پیمانه ...

1

صوفی ز سر توبه شد با سر پیمانه

رخت و بنه از مسجد آورد به میخانه

2

هر صورت آبادان کز باده شود ویران

معموره معنی دان یعنی چه که ویرانه

3

سودی ندهد تو به زان می که بود ساقی

در دور ازل با ما پیموده به پیمانه

4

دانی که کند مستی در پایه سرمستی

مردی ز سر هستی برخاسته مردانه

5

در صومعه با صوفی دارم سر می خوردن

ناصح سر خم برکن بر نه سر افسانه

6

ما را کشش زلفت صد دام جوی ارزد

زنهار که نفروشی آن دام به صد دانه

7

در هم گسلم هر دم از دست تو زنجیری

زنجیر کجا دارد پای من دیوانه

8

چون شمع سری دارم بر باد هوا رفته

جانی و بخود هیچش پروانه چو پروانه

9

زاهد به دعا عقبی خواهد دگری دنیا

هرکس پی مقصودی سلمان پی جانانه

متن شعر کپی شد.