کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۴۶ - لعل را بر آفتاب حسن گویا کرده ای...

1

لعل را بر آفتاب حسن گویا کرده ای

ز آفتاب حسن خود، یک ذره پیدا کرده ای

2

قفل یاقوت از در درج دهن بگشوده ای

گوهر پاکیزه خویش آشکارا کرده ای

3

در همه عالم نمی گنجی ز فرط کبریا

در دل تنگم نمی دانم که چون جا کرده ای

4

تا به قصد جان مسکین بر میان بستی کمر

صدهزاران جان ز تار موی در وا کرده ای

5

نکته ای با عاشقان در زیر لب فرموده ای

عالمی اموات را در یکدم احیا کرده ای

6

بعد ازین گر پیش چشمم بر کنار افکنده ای

در میان مردمم چون اشک رسوا کرده ای

7

گفته ای احوال ما اشک سلمان فاش کرد

از هوای خویش کن این شکوه کزما کرده ای

متن شعر کپی شد.