کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۴۷ - ای نور دیده باز گو جرمی که از ما دیده ای ...

1

ای نور دیده باز گو جرمی که از ما دیده ای

تا بی گناه از ما چرا چون بخت بر گردیده ای؟

2

ای کاش دشمن بودمی نی دوست چون بر زعم من

با دشمنان پیوسته ای و ز دوستان ببریده ای

3

بر من نبخشاید دلت یا رب چه سنگین دل بتی

ما ناکه یا رب یا ربم در نیمه شب نشنیده ای؟

4

از عجز و ضعف و مسکنت وز حسن و لطف و نازکی

ما خاک خاک آستان، تو نور نور دیده ای

5

از اشک سلمان کرده ای آبی روان وانگه از آن

دامن ناز و سرکشی چون نارون پیچیده ای

متن شعر کپی شد.