کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۵۲ - خورشید رخا سایه ز ما باز گرفتی ...

1

خورشید رخا سایه ز ما باز گرفتی

وز من نظر مهر و وفا باز گرفتی

2

آخر چه شده ای برگ گل تازه که دیدار

از بلبل بی برگ و نوا باز گرفتی

3

وجهی که بدان وجه توان زیست نداریم

جز روی تو آن نیز ز ما باز گرفتی

4

چون خاک رهم ساختی از خواری و آنگه

پای از سر این بی سر و پا باز گرفتی

5

گیرم نگرفتی دل بیمار مرا دست

پا از سر بیمار چرا باز گرفتی؟

6

در حال گدایان نظری هست تو را عام

خاص از من درویش گدا باز گرفتی

7

شهباز دلم باز به قید تو اسیرست

این صید ندانم ز کجا باز گرفتی

8

دود دل سلمان ز نفس راه هوا بست

ای سوخته دل راه هوا باز گرفتی

متن شعر کپی شد.