کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۵۵ - چه می بری دل ما چون نگه نمی داری؟...

1

چه می بری دل ما چون نگه نمی داری؟

چه دلبری که نمی آید از تو دلداری؟

2

چرا چو نافه آهو بریده ای از من؟

چرا چو مشک مرا می دهی جگر خواری؟

3

به آه و ناله و زاری ز من مشو بیزار

نکن که ما نتوانیم کرد، بیزاری

4

به سوی من گذری کن که جز غریبی و عشق

دو حالتی است مرا بی کسی و بیماری

5

به کویت آمدن ای یار، ما نمی یاریم

تو یاریی کن و بگذر به ما اگر یاری

6

مشو ز دود من ایمن که کار من همه شب

چو شمع سوختن و گریه است و بیداری

7

به چشم من لبت آموخت گوهر افشانی

چنانکه داد به لعل لبت شکر باری

8

سزد که در سر کارم کنی دمی چون صبح

مگر به روز سپید آید این شب تاری

9

صباست قاصد سلمان به پیش دوست دریغ

که در صباست گران خیزی و سبکباری

متن شعر کپی شد.