کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۵۶ - دل بر سر کوی تو نهادیم به خواری ...

1

دل بر سر کوی تو نهادیم به خواری

جان در غم عشق تو بدادیم به زاری

2

دل در غم عشق تو نهادیم نه بر عمر

زیرا که مقیم است غم و عمر گذاری

3

تا چند بگریم من و تا چند بنالم

از شوق گل روی تو چون ابر بهاری؟

4

من ذره ناچیز و تو خورشید دلفروز

صد مهر مرا هست و تو یک ذره نداری

5

فریاد ز زلف تو که صد بار به روزی

در روز سفیدم بنماید، شب تاری

6

من چون به سر آرم صنما بی تو که هر شب؟

خوابم بری از چشم و خیالم بگذاری

7

جان مهر لبش دارد و شرطست که جان را

سلمان به همان مهر به جانان بسپاری

متن شعر کپی شد.