کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۵۸ - سری از سر نه ار با ما سر مهر و وفا داری ...

1

سری از سر نه ار با ما سر مهر و وفا داری

به ترک سر بگو آنگه بیا گر پای ما داری

2

به سر باید سپرد این ره تو این صنعت کجا دانی

ز جان باید گذشت اول تو این طاقت کجا داری؟

3

چومی بر لب رسان جان را اگر کام از لبم جویی

چو گل بر باد ده خود را اگر برگ هوا داری

4

به عهد جنس ما کم جو نشان عهد حسن از ما

برو بلبل چه می خواهی ز گل بوی وفاداری

5

مپرهیز از هلاک تن بقای جان اگر خواهی

میندیش از سردار ار سردار البقا داری

6

رخ زر دست و آه سرد و اشک گرم و خون دل

نشان مرد درد ما تو زین معنی چها داری

7

مس زنگار خوردم شد ز تاب مهر دویت زر

تو خود مسکین نمی دانی که با خود کیمیا داری

8

دل و جان با ختن شرط است سلمان در ره جانان

اگر جان و دلی داری بباز آخر چرا داری؟

متن شعر کپی شد.