کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۶۲ - رفتی از دست من ای یار و نه آن شهبازی ...

1

رفتی از دست من ای یار و نه آن شهبازی

که بدست آورمت، باز به بازی بازی

2

بر تو چون آب من ای سرو روان می باشم

چه شود سایه اگر بر سر من اندازی

3

همه آنی همه حسنی همه لطفی همه ناز

به چنان حسن و لطافت رسدت گر نازی

4

دل و جان دادم و سر نیز فدا می کنمت

چون کنم چون تو بدین هیچ نمی پردازی

5

گفته ای کار تو می سازم اگر خواهی ساخت

ز انتظارم به چه می سوزی و کی می یازی

6

سوخت چون عود مرا عشق و بران می پوشم

دامن از دود درونم نکند غمازی

7

پرده گل ز هوا می درد و کی ماند

غنچه مستور که با باد کند همرازی

8

درم خالص قلبم نکند میل خلاص

گر تو در بوته غم دم به دمش بگدازی

9

پرده بردار ز رخ تا پس ازین بر سلمان

زاهد پرده نشین را نرسد طنازی

متن شعر کپی شد.