کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۶۹ - جز باد همدمی نه که با او زنم دمی ...

1

جز باد همدمی نه که با او زنم دمی

جز باده مونسی نه که از دل برد غمی

2

جز دیده کو به خون رخ ما سرخ می کند

در کار ما نکرد کس از مردمی، دمی

3

خوردم هزار زخم ز هر کس به هیچ یک

رحمی نکرد بر من مسکین به هر مرهمی

4

دریای عشق در دل ما جوش می زند

ز آنجا سحاب دیده ما می کشد نمی

5

سرمست عشق را ز دو عالم فراغت است

زیرا که دارد او به سر خویش عالمی

6

زان پیش روی بر در او داشتم که داشت

روی زمین غباری و پشت فلک خمی

7

سلمان مگوی را ز دل الا به خود که نیست

در زیر پرده فلک امروز مرحمی

متن شعر کپی شد.