کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۷۷ - به صنوبر قد دلکشش اگر ای صبا گذری کنی ...

1

به صنوبر قد دلکشش اگر ای صبا گذری کنی

ز هوای جان حزین من دل خسته را خبری کنی

2

چو رسی به کعبه وصل او بکنی مقام و از ره گذر

ز پی دعا نفسی زنی ز سر صفا گذری کنی

3

اگرت مجال نفس زدن بود از زبان منش بگو

که چه باشد ار به وصالت این شب تیره را سحری کنی

4

به زیارتی چه شود که بر سر خاکیان قدمی نهی

به عیادتی چه زیان دهد که به حال ما نظری کنی؟

5

سحری وصال تو از خدا به دعای شب طلبیده ام

مگر ای سحر نفسی زنی مگر ای دعا اثری کنی

6

خجلم که چون برت آورم می لعل اشک و کباب دل

اگر از درون خراب من طمعی به ما حضری کنی

متن شعر کپی شد.