کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۸۳ - مکن عیب من مسکین اگر عاشق شدم جایی ...

1

مکن عیب من مسکین اگر عاشق شدم جایی

سر زلف سیه دیدم در افتادم به سودایی

2

چو آب آشفته می گردم به هر سو تا کجا روزی

سعادت در کنار من نشاند سرو بالایی

3

ملامت گو بر و شرمی بدار آخر چه می خواهی

ز جان غرقه عاجز میان موج دریایی

4

نمی داند طبیب ای دل دوای درد عاشق را

ز من بشنو که این حکمت شنیدستم ز دانایی

5

طریق عشقبازان است پیش دوست جانبازی

بیا ای جان اگر داری سر و برگ تماشایی

6

مرا جانی و من تا کی توانم زیست دور از تو

تن مسکین من جایی و جان نازنین جایی

7

چرا امروز کارم را به فردا می دهی وعده

پس از امروز پنداری نخواهد بود فردایی

8

ز زلفت دل طلب کردم مرا گفتا برو سلمان

پریشانم کجا دارم سر هر بی سر و پایی

متن شعر کپی شد.