کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۸۴ - کشیده کار ز تنهایم به شیدایی ...

1

کشیده کار ز تنهایم به شیدایی

ندانم این همه غم چون کشم به تنهایی

2

ز بس که داده قلم شرح سرنوشت فراق

ز سرنوشت قلم نامه گشت سودایی

3

مرا تو عمر عزیزی که رفته ای ز سرم

چه خوش بود اگر ای عمر رفته بازآیی

4

زبان گشاده کمر بسته ایم تا چو قلم

به سر کنیم هر آن خدمتی که فرمایی

5

به احتیاط گذر بر سواد دیده من

چنانچه گوشه دامن به خون نیالایی

6

چه مرد عشق توام من درین طریق که عقل

درآمدست به سر با وجود دانایی

7

درم گشایی که امید بسته ام در تو

در امید که بگشاید ار تو نگشایی

8

به آفتاب خطای تو خواستم کردن

دلم نداد که هست آفتاب هر جایی

9

سعادت دو جهان است دیدن رویت

زهی سعادت اگر زانچه روی بنمایی!

متن شعر کپی شد.