کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

قطعه ·

قطعه شماره ۲۲ - ای جهانگیری که وقت رفتن و باز آمدن ...

1

ای جهانگیری که وقت رفتن و باز آمدن

موکب نصرت عنایت در عنان پیوسته است

2

کرده سهم عدل تو صد پی کمان را گوشه گیر

ساخته شمشیر را کلک تو دایم دسته است

3

دین پناها مدتی شد کز سواد حضرتت

مردم چشمم چو اشک من کناری جسته است

4

جز خیالت کس نمی آید به پرسش بر سرم

خواب دست از من به آب دیده من شسته است

5

هم سقی الله اشک من کز عین مردم زادگی

در چنین غرقاب دست از دامنم نگسسته است

6

تا به گوش من خروش کوس عزمت می رسد

هوشم از تن رفته و مسکین دل از جا جسته است

7

جان من بر بسته است اینک به همراهیت بار

دل به کلی از تعلقهای تن وارسته است

8

دیده سرگردان و حیران مانده است از خستگی

گرچه با این خستگی او نیز هم بربسته است

9

دیرتر گر می رسد چشمم به گرد موکبت

خسروا معذور می فرما که چشمم خسته است

متن شعر کپی شد.