کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

قطعه ·

قطعه شماره ۳۵ - پادشاها مهد عالی می رود سوی شکار ...

1

پادشاها مهد عالی می رود سوی شکار

لیکن اسباب شدن ما را مهیا هیچ نیست

2

خیمه و اسب است و زین جامه اسباب سفر

جز دو اسب لاغری با بنده زینها هیچ نیست

3

نوکرانی نیز نیکو دارم اما هیچ یک

بر سرش دستار بر تن جبه در پا هیچ نیست

4

لاجرم از گفت و گوی نوکران در خانه ام

جز حدیث سرد و تشنیع و تقاضا هیچ نیست

5

زیر و بالا چون مگوید مردکی کش روز و شب

جز زمین و آسمان در زیر و بالا هیچ نیست

6

هم عفا الله قرض خواهم کودم فردای من

می خورد با آنکه می داند که فردا هیچ نیست

7

وجه مرسومی که سلطانم معین کرده بود

جو به جو مستغرق است و حالا هیچ نیست

8

آن محقر چون دهان شاهدان آوازه ای

داشت اما چون نظر کردیم پیدا هیچ نیست

متن شعر کپی شد.