کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

قطعه ·

قطعه شماره ۷۴ - یا رب این قوم چه دم سرد و چه افسرده ...

1

یا رب این قوم چه دم سرد و چه افسرده

که به دم سردی و افسردگی از دی بترند

2

خیر قوم همه شان خواجه علاالدین است

که ورا اهل خرد لاشه لاشی شمرند

3

گر کسی در سرو شکلش نگرد قی بکند

نوکرانش همه از گرسنگی قی بخورند

4

گر به تقدیر و به به تحریر چو تیر فلک است

به ازین نیست کزین مملکتش پی ببرند

5

سبلتش را به کششهای پیاپی بکنند

دبه اش را به لگدهای دمادم بدرند

6

دوش می گفت حریفی که فلانی امروز

خواجه فرمود که در ملک دگر می نخورند

7

به سر خواجه که من دست فرا می نبرم

تا سر خواجه از اینجا به فرو می نبرند

متن شعر کپی شد.