قطعه · سلمان ساوجی
قطعه شماره ۸۲ - ای خسروی که دست و دل کامگار تو ...
1
ای خسروی که دست و دل کامگار تو
کار جهان به تیغ جهانگیر می کنند
2
شیران رایت تو هژبران رزم را
در مرغزار معرکه به نخجیر می کنند
3
آیات فتح را به زبان و سنان و تیغ
پیوسته اولیای تو تفسیر می کنند
4
اقبال تا به دامن جاه تو چنگ زد
حساد ناله زارتر از زیر می کنند
5
آب از هوای لطف تو دیوانه می شود
زان دست و پای آب به زنجیر می کنند
6
مقصود مقریان قماری دعای توست
زان ناله ها که در شب و شبگیر می کنند
7
خورشید طلعتا و زرای تو وجه من
اکنون سر ماه رفت که تدبیر می کنند
8
در کار بنده خرد و بزرگ آنچه راستی است
تاخیرها نموده و تقصیر می کنند
9
انعام شاه و حکم امیرست و من غریم
وجهی است دادنی به چه تاخیر می کنند؟
10
اکنون به لطف خویش ازیشان سوال کن
تا خود درین قضیه چه تقریر می کنند
11
بازار تیغ و کلک تو همواره تیز باد
تا کار ملک راستی از تیر می کنند