کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

قطعه ·

قطعه شماره ۱۰۴ - پریر روز به حمام در فقیری را...

1

پریر روز به حمام در فقیری را

به فحش و زجر فرو شست خواجه مغرور

2

فقیر رفت که پاش چو سنگ بوسه دهد

چو شانه ریش گرفتم که دور نیستم دور

3

از آن پس ز پی عذر داد مشتی گل

فقیر گفت که ای خواجه نیستی معذور

4

دل مرا که به کلی خراب کرده توست

گمان مبر که به یک مشت گل شود معمور

متن شعر کپی شد.