کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

قطعه ·

قطعه شماره ۱۱۹ - اکمل دولت و دین ای شرف منصب تو ...

1

اکمل دولت و دین ای شرف منصب تو

در کمال شرف و قدر ازان سوی کمال

2

زهره را از حسد مجلس لطفت هر شب

بوده از خون شفق جام افق مالامال

3

تن بدخواه تو دیدم شده غربال به تیر

گرچه خون نیز ندیدم به جز آن یک غربال

4

در جهان شبه نظیر تو که ممکن نبود

همچو آسایش اهل نظر و فضل محال

5

سرو را شمه ای از حال دل من بشنو

از سر لطف و کرم نی ز سر رنج و ملال

6

تا بدانی که به جرم هنر و فضل مراست

دل ز مویه شده چون موی و تن از ناله چونال

7

بود عمری که مرا در طلب فضل گذشت

خوشتر از دور صبی تازه تر از عهد وصال

8

گوش می دارم وصیت کرمت می شنوم

کین سخن بشنود از توشه خورشید نوال

9

التماس از در الطاف تو تا کی نکنم

چون بود رنج همه گنج شود مالامال

10

نعمت و محنت ایام چو باقی نبود

عمر فانی چه کنم در طلب نعمت و مال

11

تا جهان باشد باد از اثر طالع سعد

بر جهان طلعت میمون تو فرخنده به فال

متن شعر کپی شد.