کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۲۶۸ - صد سال اگر گریزی و نایی بتا به پیش...

1

صد سال اگر گریزی و نایی بتا به پیش

برهم زنیم کار تو را همچو کار خویش

2

مگریز که ز چنبر چرخت گذشتنیست

گر شیر شرزه باشی ور سفله گاومیش

3

تن دنبلیست بر کتف جان برآمده

چون پر شود تهی شود آخر ز زخم نیش

4

ای شاد باطلی که گریزد ز باطلی

بر عشق حق بچفسد بی صمغ و بی سریش

5

گز می کنند جامه عمرت به روز و شب

هم آخر آرد او را یا روز یا شبیش

6

بیچاره آدمی که زبونست عشق را

زفت آمد این سوار بر این اسب پشت ریش

7

خاموش باش و در خمشی گم شو از وجود

کان عشق راست کشتن عشاق دین و کیش

متن شعر کپی شد.