کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

قطعه ·

قطعه شماره ۱۳۶ - مردم چشم وزارت، مرکز دور وجود ...

1

مردم چشم وزارت، مرکز دور وجود

زبده ارکان و انجم حاصل کون و مکان

2

خلق او را معجز عیسی و مریم در نفس

دست او را قدرت موسی عمران در بنان

3

میر فخر الدین مبارک شاه کز تعظیم و قدر

فخر دارد در زمان او زمین بر آسمان

4

گر کلیم الله به عمر خود به چوبی داد روح

هر دم انگشتش مرکب می کند در نی روان

5

آفتاب از روشنی با رای او دم زد مگر

کافتاب و خاک را افتاد تیغ اندر میان

6

صاحبا من گوهری بودم ز دریا آمدم

چون خریداری ندیدم لاجرم گشتم کران

7

نیستم گوهر مرا سیم سیه گیر آمده

سوی دارالملک بغداد از سواد خاک کان

8

عزم آن دارم که اکنون باز با دریا روم

چشم آن دارم که بگشایی ز پایم ریسمان

9

مدت ده سال اندر بوته های انتظار

روزگارم آتش دم داد و دود امتحان

10

عاقبت بگداخت اجزای وجودم دم به دم

خالص و صافی شدم وقت خلاص است این زمان

11

چون درم آواره گردان در جهان تا می دهم

شهرت آوازه احسان سلطان در جهان

متن شعر کپی شد.