کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

قطعه ·

قطعه شماره ۱۴۱ - جهان مجد و معالی رشید دولت و دین ...

1

جهان مجد و معالی رشید دولت و دین

زهی به جاه و جمال تو چشم جان روشن

2

به فیض ابر کفت بحر و بر چنان پر شد

که بحر خشک لب آمد چو ابر تر دامن

3

فلک جنابا چون رای و تیغ هر دو ثور است

به جنب رای تو گو آفتاب تیغ مزن

4

تویی که در چمن فضل هر که سر بر زد

زبان شود همه تن در ثنات چون سوسن

5

ولیک ایزد داند که هر کجا هستم

بجز جناب ثنای تو نیستم مسکن

6

چو تو کریم ندیدم که می در آویزد

وسایل تو به سایل چو غازیان به رسن

7

هنوز گردنم از بار منتت پست است

وگرنه هم سوی شکرت بر آرمی گردن

8

جهان اگر پر ارزن کنند مرغی را

دهند قوت به هر سال دانه ارزن

9

جهان تهی شود از ارزن و تهی نشود

دلم ز دانه شکرت به قوت مرغ سخن

متن شعر کپی شد.