رباعی · سلمان ساوجی
رباعی شماره ۴۶ - دیشب سر زلف یار بگرفتم مست ...
1
دیشب سر زلف یار بگرفتم مست
کز دست من دلشده چون خواهی رست
2
گفتا که شب است دست از دستم بدار
تا با تو نگیردم کسی دست به دست
رباعی · سلمان ساوجی
دیشب سر زلف یار بگرفتم مست
کز دست من دلشده چون خواهی رست
گفتا که شب است دست از دستم بدار
تا با تو نگیردم کسی دست به دست