کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۲۸۶ - شنو ز سینه ترنگاترنگ آوازش...

1

شنو ز سینه ترنگاترنگ آوازش

دل خراب طپیدن گرفت از آغازش

2

به بر گرفت رباب و ز سر نهاد کله

ز دست رفت دل من چو دید سر بازش

3

دل از بریشم او چون کلابه گردانست

کلابه ظاهر و پنهان ز چشم قزازش

4

دو سه بریشم از این ارغنون فروتر گیرد

که تند می رسد آواز عقل پردازش

5

بدانک تن چو غبارست و جان در او چون باد

ولیک فعل غبار تنست غمازش

6

غبار جان بود و می رسد دگر جانی

که ذره ذره به رقص آمدست از آوازش

7

جهان تنور و در آن نان های رنگارنگ

تنور و نان چه کند آنک دید خبازش

8

ز سینه نیست سماع دل و ز بیرون نیست

فدات جانم هر جا که هست بنوازش

9

شبی به طنز بگفتم دلا به مه بنگر

که هست مه را چیزی ز لطف پروازش

10

چو آفتاب نهان شد به جای او بنهند

چراغکی که بود شب شراراندازش

11

به هر دو دست دل از ماه چشم خود بگرفت

که دل ز غیرت شه واقفست و از نازش

متن شعر کپی شد.