کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

قطعه ·

بخش ۳۷ - قطعه

1

از سرگرمی جوابش داد شمع

گفت: « تا کی سرزنش کردن مرا؟

2

عاشقم خواندی، بلی، من عاشقم

اشک سرخ و روی زردم بس گوا

3

ز آنچه گفتی، سر فرازی می کنم

سر فرازی هست بر عاشق روا

4

سرفرازی من از عشقست و بس

در هوایش سر فرایم دایما

5

آنچه می گویی که بنشین و بمیر

یا سر و خود گیر و یک چندی به پا

6

تا سرم برجاست نتوانم نشست

من نخواهم مردن الا در هوا

7

تا به کی گیرم سر خود زانکه هست

از سر من بر سر من این بلا

8

کار عشق و عاشقی سربازی است

گر سر این ماجرا داری، بیا!

9

در پی من شو که نتوان یافتن

رهروان را بهتر از من پیشوا

متن شعر کپی شد.