کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

بخش ۴۷ - غزل

1

آفتابی از شکاف ابر ایما می کند

عاشقان را در هوا چون ذره رسوا می کند

2

باز در زیر نقاب فستقی رخسار گل

می نماید بلبلان را مست و شیدا می کند

3

لعل او با من به لطف و خنده می گوید سخن

گوهر پاکیزه خویش آشکارا می کند

4

می شود بر خود ز من آشفته تر کو یک نظر

منظر خود را به چشم من تماشا می کند

5

من روان می ریزم اندر پای سرو او چو آب

آن سهی سرو خرامان دوری از ما می کند

6

گل درون غنچه مجموعست و فارغ کرده دل

زآنچه مسکین بلبلی بر در تقاضا می کند

7

چو بشنید از شکر زین سان خطابی

بهار افروز دادش خوش جوابی:

8

باد جانت به فدا، ای دم باد سحری،

چند بر غنچه مستور کنی پرده دری؟

9

منشین بر در امید و مزن حلقه وصل

به از آن نیست که برخیزی و زین درگذری

10

آستین پوش بدان روی که خواهد کردن

دور رخسار تو چون گل صد برگ طری

11

می کند بر در گل شعر سرایی بلبل

بلبلا چند درایی ز سر شعر دری؟

متن شعر کپی شد.