کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

رباعی ·

بخش ۷۳ - رباعی

1

امشب که شبم به وصل تو می گذرد،

دامی ز سر زلف خود، ای دام خرد،

2

بر روی هوا بگستران تا ناگاه

زاغ شب از این سراچه بیرون نپرد

3

بوصف الحال خورشید دل افروز

دو بیت آورد مطبوع و جگر سوز

4

امشب که شد آن ماه فلک مهمانم،

بنشینم و داد خوش از او بستانم

5

ور صبح نفس زند ز آه سحری

برخیزم و شمع صبح را بنشانم

6

چو جم بشنید نظم همچو آبش

فرو خواند این رباعی در جوابش

7

امشب شب آنست که دل چیره شود

وز عشرت ما چشم فلک خیره شود

8

گر صبح گریبان شب تار درد

آیینه عیش عاشقان تیره شود.

9

ز ناگه خنده ای زد صبح دم سرد

از آن یک خنده شب را منفعل کرد

10

شب هندو معنبر زلف بر بست

ز جای خویشتن خورشید بر جست

11

گرفت آن ماه تابان را در آغوش

چو زلف آوردش اندر گردن و گوش

12

لبش بوسید و شیرین قطعه ای گفت

به گوهر قطعه یاقوت را سفت

متن شعر کپی شد.