کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

بخش ۱۰۹ - حکایت

1

شنیدستم که با مجمر شبی شمع

پیامی کرد روشن بر سر جمع

2

که ای مجمر چرا هستی بر آذر؟

منم از تو بسی با آبروتر

3

چو از انفاس تو هردم ملول است

دم گرمت همه جای قبول است

4

جوابش داد مجمر کای برادر

مشو در تاب و آبی زن بر آذر

5

نفسهای تو در دل می نشیند

چو از انفاس من دوری گزیند

6

حکایات تو سرتاسر زبانیست

حدیث من همه قلبی و جانیست

7

تفاوت در میان هردو آنست

که این از صدق دل آن از زبانست

متن شعر کپی شد.