سایر · سنایی
کما تعیشون تموتون وکما تموتون تحشرون
1
تو اگر نیک نیکی اربدبد
بدونیک تو باتو باشد خود
2
چون بدی ، پس بدان که بیخردی
که خرد نیست رهنمون بدی
3
هر که پرورده خرد باشد
کی درو فعل دیو و دد باشد
4
هر که را عز آن جهان باید
دامن دل به بد نیالاید
5
گر کند عقل نیکی ات تلقین
پس تو و بارگاه علیین
6
وگرت دیو رهنمای بود
اسفل السافلینت جای بود
7
ددی تو زناسپاسی توست
بدی تو زناشناسی توست
8
گر شعارت بود سپاس و شناس
این ندا آید «ا نت خیرالناس »