سایر · سنایی
در صفت کبر و عجب
1
خوبرویی تو زشتخوی مباش
راست بشنو دروغ گوی مباش
2
بامن پیوسته تازه روی و لطیف
تا شوی در میان جمع حریف
3
چون زنخوت کنی دماغ تهی
پای بر تارک سپهر نهی
4
وگر از کبر برتری طلبی
سرفرازی و سروری طلبی ،
5
کبرت از چرخ برزمین فکند
در دل مردم از تو کین فکند
6
کبر را عقل و شرع نستایند
عاقلان سوی کبر نگرایند
7
صورت کبر را سگی دانش
که بدست آشکار و پنهانش
8
هر که دروی زکبر اثر باشد
دان که از سگ پلیدتر باشد
9
از تواضع بزرگوار شوی
وز تکبر ذلیل و خوارشوی
10
چون تو کبر و بی پا باشی
خا ص درگا ه کبریا باشی