سایر · سنایی
فصل فی ترک الدنیا والاعراض عنه
1
ای سنایی زجسم و جان بگسل!
هر چه آن غیر اوست زان بگسل!
2
صنعت شعر و شاعری بگذار
دست از گفت و گوی هرزه بدار
3
بیش از این در ره مجاز مپوی
صفت زلف و خط و خال مگوی
4
خط در این علم و این صناعت کش
پای در دامن قناعت کش
5
ازپی هر خسیس مدح مگوی
وز در هر بخیل صله مجوی
6
دست در رشته حقایق زن
پای بر صحبت خلایق زن
7
گوهر عشق زبور جان کن
قصد آب حیات ایمان کن
8
شورش عشق در جهان افکن
فرش عزت بر آسمان افکن
9
چست و چابک میان خلق درآی
همچو پروانه گرد شمع برآی
10
سرگردون به زبر پای درآر
یک نفس در ره خدای برآر
11
صحبت عاشقان صادق جوی
همره و همدم موافق جوی
12
چند گردی به گرد کعبه گل ؟
یک نفس کن طواف کعبه دل !