کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

فصل فی ذکر القلب والتخلص فی العقل

1

اندرین ملک پادشاه ، دلست

در ره سدره بارگاه دلست

2

کالبد هیچ نیست عین ، دلست

ساکن « بین اصبعین» دلست

3

قابل نقش کفر و دین است او

تخته مشق مهر وکین است او

4

قصه جام جم بسی شنوی

واندر آن بیش وکم بسی شنوی

5

به یقین دان که جام جم دل توست

مستقر نشاط و غم دل توست

6

گر تمنا کنی جهان دیدن

جمله اشیا در اوتوان دیدن

7

چشم سر نقش آب وگل بیند

آنچه سر است چشم دل بیند

8

تا زدل زنگ حرص نزدایی

دیده سر تو بازنگشایی

9

دیده دل نخست بیناکن

پس تماشای جمله اشیاکن

10

چون نشد دیده دلت بینا

اندرین هفت گنبد مینا،

11

توچه دانی برون زخرگه چیست ؟

فاعل هفت چرخ اخضرکیست ؟

12

هر چه دارد وجود او امکان

علوی و سفلی و زمان و مکان

13

هر چه بیرون درون خرگاهست

صانع و نقشبندش الله است

14

در ازل گر به نفس هست انشا

جوهر و جسم و صورت و معنا

متن شعر کپی شد.