سایر · سنایی
فاستقم کما ا مرت ، و من تاب معک
1
راستی شغل نیک بختانست
هر کراهست ، نیکبخت آنست
2
دل زبهر چه برکشی بستی ؟
راستی پیشه کن زغم رستی
3
گر کژی را شقاوتست اثر
راستی را سعادتست اثر
4
هر که او پیشه راستی دارد
نقد معنی در آستی دارد
5
تا در این رسته ای که مسکن توست
نفست ارکجروست دشمن توست
6
راستی کن که اندربن رسته
نشوی جز به راستی رسته
7
بر تو بادا که تاتوانی تو
نامه ناکسان نخوانی تو