سایر · سنایی
اولئک کالانعام بل هم اضل وا ولئک هم الغافلون
1
رنگ و بویی که در جان بینی
گر همه سود وگر زبان بینی
2
صلح با عدل و جنگ باستم است
با بدی نیک و با نشاط غم است
3
رهروان را ازآن چه نفع وچه ضر
گر همه خیر باشد ار همه شر،
4
عالم دیگر است عالمشان
نیست فرقی زمور تا جمشان
5
در جهان جز به دیده عبرت
ننگرند اینت غایت همت
6
خاطر از هیچ کس نرنجدشان
هر دو عالم جوی نسنجد شان
7
هر که او لذت جهان جوید
روز و شب در پی جهان پوند
8
زوگریزان جهان و او پویان
همچو دیوانگان جهان جویان
9
نتواند بدان جهان پیوست
زین جهان باد دارد اندر دست