سایر · سنایی
فصل فی الرزق
1
آنکه جان آفرید روزی داد
شور بختی و نیک روزی داد
2
روزی از وی طلب نه از مکسب
از فلک جوی مه نه از نخشب
3
غم روزی مخورکه خود برسد
به خردمند و بیخرد برسد
4
روزی خود به پر چرخ کبود
نتواند کسی به جهد افزود
5
پیش هر ناکس و خسیس و بخیل
از یی نان مباش خوار و ذلیل
6
خویش را زآفتاب سایه نمای
همچو کیوان بلند پایه نمای
7
تن مپرور که جای او گورست
خورش کرم و روزی مور است
8
روح پرور اگر خرد داری
هان و هان ضایعش بنگذاری
9
چون که آن دم به وقت کار آید
روح باشد که در شمار آید
10
روح نوریست زان ولایت پاک
که تعلق گرفت با این خاک
11
پرتو نور فیض ر بانی است
گر چه محبوس جسم ظلمانی است