کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

شاهد افلاکی

1

چون زلف تو ام جانا در عین پریشانی

چون باد سحرگاهم در بی سر و سامانی

2

من خاکم و من گردم من اشکم و من دردم

تو مهری و تو نوری تو عشقی و تو جانی

3

خواهم که ترا در بر بنشانم و بنشینم

تا آتش جانم را بنشینی و بنشانی

4

ای شاهد افلاکی در مستی و در پاکی

من چشم ترا مانم تو اشک مرا مانی

5

در سینه سوزانم مستوری و مهجوری

در دیده بیدارم پیدایی و پنهانی

6

من زمزمه عودم تو زمزمه پردازی

من سلسله موجم تو سلسله جنبانی

7

از آتش سودایت دارم من و دارد دل

داغی که نمی بینی دردی که نمی دانی

8

دل با من و جان بی تو نسپاری و بسپارم

کام از تو و تاب از من نستانم و بستانی

9

ای چشم رهی سویت کو چشم رهی جویت ؟

روی از من سر گردان شاید که نگردانی

متن شعر کپی شد.