کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

گریه بی اختیار

1

تو را خبر ز دل بی قرار باید و نیست

غم تو هست ولی غمگسار باید و نیست

2

اسیر گریه بی اختیار خویشتنم

فغان که در کف من اختیار باید و نیست

3

چو شام غم دلم اندوهگین نباید و هست

چو صبحدم نفسم بی غبار باید و نیست

4

مرا ز باده نوشین نمی گشاید دل

که می به گرمی آغوش یار باید و نیست

5

درون آتش از آنم که آتشین گل من

مرا چو پاره دل در کنار باید و نیست

6

به سردمهری باد خزان نباید و هست

به فیض بخشی ابر بهار باید و نیست

7

چگونه لاف محبت زنی که از غم عشق

تو را چو لاله دلی داغدار باید و نیست

8

کجا به صحبت پاکان رسی که دیده تو

به سان شبنم گل اشکبار باید و نیست

9

رهی به شام جدایی چه طاقتیست مرا

که روز وصل دلم را قرار باید و نیست

متن شعر کپی شد.