غزل · رهی معیری
سایه آرمیده
1
لاله داغدیده را مانم
کشت آفت رسیده را مانم
2
دست تقدیر از تو دورم کرد
گل از شاخ چیده را مانم
3
نتوان بر گرفتنم از خاک
اشک از رخ چکیده را مانم
4
پیش خوبانم اعتباری نیست
جنس ارزان خریده را مانم
5
برق آفت در انتظار من است
سبزه نو دمیده را مانم
6
تو غزال رمیده را مانی
من کمان خمیده را مانم
7
به من افتادگی صفا بخشید
سایه آرمیده را مانم
8
در نهادم سیاهکاری نیست
پرتو افشان سپیده را مانم
9
گفتمش ای پری که رامانی؟
گفت : بخت رمیده را مانم
10
دلم از داغ او گداخت رهی
لاله داغدیده را مانم