کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

خاک شیراز

1

چون شفق گر چه مرا باده ز خون جگر است

دل آزاده ام از صبح طربناک تر است

2

عاشقی مایه شادی بود و گنج مراد

دل خالی ز محبت صدف بی گوهر است

3

جلوه برق شتابنده بود جلوه عمر

مگذر از باده مستانه که شب در گذر است

4

لب فروبسته ام از ناله و فریاد ولی

دل ماتمزده در سینه من نوحه گر است

5

گریه و خنده آهسته و پیوسته من

همچو شمع سحر آمیخته با یکدیگر است

6

داغ جانسوز من از خنده خونین پیداست

ای بسا خنده که از گریه غم انگیزتر است

7

خاک شیراز که سرمنزل عشق است و امید

قبله مردم صاحبدل و صاحب نظر است

8

سرخوش از ناله مستانه سعدی است رهی

همه گویند ولی گفته سعدی دگر است

متن شعر کپی شد.