کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

پاس دوستی

1

بهر هر یاری که جان دادم به پاس دوستی

دشمنیها کرد با من در لباس دوستی

2

کوه پا بر جا گمان می کردمش دردا که بود

از حبابی سست بنیان تر اساس دوستی

3

بس که رنج از دوستان باشد دل آزرده را

جای بیم دشمنی دارد هراس دوستی

4

جان فدا کردیم و یاران قدر ما نشناختند

کور بادا دیده حق ناشناس دوستی

5

دشمن خویشی رهی کز دوستداران دوروی

دشمنی بینی و خاموشی به پاس دوستی

متن شعر کپی شد.