غزل · رهی معیری
آه آتشناک
1
چون شمع نیمه جان به هوای تو سوختیم
با گریه ساختیم و به پای توسوختیم
2
اشکی که ریختیم به یاد تو ریختیم
عمری که سوختیم برای تو سوختیم
3
پروانه سوخت یک شب و آسود جان او
ما عمر ها ز داغ جفای تو سوختیم
4
دیشب که یار انجمن افروز غیر بود
ای شمع تا سپیده به جای تو سوختیم
5
کوتاه کن حکایت شبهای غم رهی
کز برق آه و سوز نوای تو سوختیم