کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

دریادل

1

دور از تو هر شب تا سحر گریان چو شمع محفلم

تا خود چه باشد حاصلی از گریه بی حاصلم؟

2

چون سایه دور از روی تو افتاده ام در کوی تو

چشم امیدم سوی تو وای از امید باطلم

3

از بس که با جان و دلم ای جان و دل آمیختی

چون نکهت از آغوش گل بوی تو خیزد از گلم

4

لبریز اشکم جام کو؟ آن آب آتش فام کو؟

و آن مایه آرام کو؟تا چاره سازد مشکلم

5

در کار عشقم یار دل آگاهم از اسرار دل

غافل نیم از کار دل وز کار دنیا غافلم

6

در عشق و مستی داده ام بود و نبود خویشتن

ای ساقی مستان بگو دیوانه ام یا عاقلم

7

چون اشک می لرزد دلم از موج گیسویی رهی

با آن که در طوفان غم دریادلم دریادلم

متن شعر کپی شد.