کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

قطعه ·

سرنوشت

1

اعرابئی به دجله کنار از قضای چرخ

روزی به نیستانی شد ره سپر همی

2

ناگه ز کینه توزی گردون گرگ خوی

شیری گرسنه گشت بدو حمله ور همی

3

مسکین ز هول شیر هراسان و بیمناک

شد بر قراز نخلی آسیمه سر همی

4

چون بر فراز نخل کهن بنگریست مرد

ماری غنوده دید در آن برگ و بر همی

5

گیتی سیاه گشت به چشمش که شیر سرخ

بودش به زیر و مار سیه بر زبر همی

6

نه پای آنکه آید ز آن جایگه فرود

نه جای آن که ماند بر شاخ تر همی

7

خود را درون دجله فکند از فراز نخل

کز مار گرزه وارهد و شیر نر همی

8

بر شط فرو نیامده آمد به سوی او

بگشاده کام جانوری جان شکر همی

9

بیچاره مرد ز آن دو بلا گرچه برد جان

درماند عاقبت به بلای دگر همی

10

از چنگ شیر رست و ز چنگ قضا نرست

القصه گشت طعمه آن جانور همی

11

جادوی چرخ چون کند آهنگ جان تو

زاید بلا و حادثه از بحر و بر همی

12

کام اجل فراخ و تو نخجیر پای بند

دام قضا وسیع و تو بی بال و پر همی

13

ور ز آنکه بر شوی به فلک همچو آفتاب

صیدت کند کمند قضا و قدر همی

متن شعر کپی شد.