قطعه · رهی معیری
کالای بی بها
1
سراینده ای پیش داننده ای
فغان کرد از جور خونخواره دزد
2
که از نظرم ونثرم دو گنجینه بود
ربود از سرایم ستمکاره دزد
3
بنالید مسکین : که بیچاره من
بخندید دانا : که بیچاره دزد
قطعه · رهی معیری
سراینده ای پیش داننده ای
فغان کرد از جور خونخواره دزد
که از نظرم ونثرم دو گنجینه بود
ربود از سرایم ستمکاره دزد
بنالید مسکین : که بیچاره من
بخندید دانا : که بیچاره دزد