رباعی · رهی معیری
افسونگر
1
یا عافیت از چشم فسونسازم ده
یا آن که زبان شکوه پردازم ده
2
یا درد و غمی که داده ای بازش گیر
یا جان و دلی که برده ای بازم ده
رباعی · رهی معیری
یا عافیت از چشم فسونسازم ده
یا آن که زبان شکوه پردازم ده
یا درد و غمی که داده ای بازش گیر
یا جان و دلی که برده ای بازم ده