سایر · رهی معیری
سوگند
1
لاله رویی بر گل سرخی نگاشت
کز سیه چشمان نگیرم دلبری
2
از لب من کس نیابد بوسه ای
وز کف من کس ننوشد ساغری
3
تا نبفتد پایش اندر بند ها
یاد کرد آن تازه گل سوگند ها
4
ناگهان باد صبا دامن کشان
سوی سرو و لاله شمشاد رفت
5
فارغ از پیمان نگشته نازنین
کز نسیمی برگ گل بر باد رفت
6
خنده زد گل بر رخ دلبند او
کآن چنان بر باد شد سوگند او